عشق
چه قدر حقیرند مردمانی که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه ارادهی دوست نداشتن ، نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن؛ با این حال مدام شعر عاشقانه میخوانند
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی /
شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی
آه باران من سراپای وجودم آتش است /
پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی
هی فلانی زندگی شاید همین باشد
مستم از جام تهی، حیرانیم
باده نوشیده شده پنهانی

آخرین مطالب