عشق


کسب درآمد اینترنتی کسب درآمد اینترنتی
با کمتر از ۲ ساعت کار در روز درآمدی معادل ۹۰۰.۰۰۰ تومان داشته باشید
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

: دومین سال که از کنکورم میگم...

سلام...سلام...سلام کنکور که خب همه می دونین چقدر دردناک بود ولی خب بدک ندادم شاید اگه همه بد داده باشن و خدا بخواد یه دهاتی پزشکی قبول بشم حالا هر چی صلاح باشه





: تهران امروز

سلام.چی میشه گفت تو این وضعیت...کاش میتونستیم بپذیریم چیزیو که نمی تونیم تغییر بدیم و فرقی هم به حال ما نداره تغییرش...کاش بچه های خودمونو تو خیابون نمی زدیم اگه کارشون اشتباهه الان ثابت شده تربیت با کتک نمیشه ...!کلی ترسیده بودم اون شب دیدم گارد ویژه می دوید...اگه عدالته چرا مردمی که دارن راهشونو میرن باید بترسن؟ چرا باید ارتباطمون با هم قطع باشه؟من 1هفتست نتونستم با دوستم صحبت کنم آخه این کجاش آزادیه؟

از اون طرف هم خب من قبول دارم که آقای احمدی نژاد رای آورده ...اکثریت تهران با آقای موسوی بود ولی باید قبول کنیم و به بقیه احترام بذاریم...هر چند به چندو چون ماجرا اعتراض داشته باشیم





:

سلام تینا جونم....نبینم قهر کنی با من...آخه عزیزم ۲۴ روز مونده به کنکور...واسه همینه کم میام...من شرمنده ام هرچی شما بفرمایید حق داری...گردن من از مو باریک تره شما بزنی تو گوشمم من هیچی نمیگم 





:

من از تو دور بودم... یک نقطه کور بودم...با تو همین نبودم...دادم تو را فراموش...دادی مرا به بادم...بردی مرا از یادم...از یاد رفته ی من ...یادم تو را فراموش..! 





: چند تا ...

بنویس با خط الماس رو تن نازک شیشه...که بدون نور چشمات شب من سحر نمیشه...! 

سیه چشمی به کار عشق استاد...به من درس محبت یاد میداد...مرا از یاد برد آخر ولی من‌ بجز او عالمی را بردم از یاد...!





:

وای تینا جونم و شاداب جان خیلی ذوق کردم نظراتتونو خوندم...واقعا فکر میکردم اینجا دیگه تعطیله...من یه زمانی اینجا میومدم می نوشتم حالا که اینجوری شد بازم میام بذارید کنکورمو بدم...الان نمی شه آخه ۱ماه مونده منم باید پزشکی قبول بشم حتما... 

تینا جون اگه ایدیتو بذاری حتما اسممم بهت میگم اینجا همه منو به اسم نهال میشناسن....البته کسایی هم هستن که منو می شناسن ولی  اونا دیگه اینجا نمیان... شاید دلیل نیومدن منم همینه...ولی اگه شما ها میاین منم در خدمتم





: تیناجون

سلام  

سلام ویژه به تینا جونم که نمی شناسمش...خوبی گلم؟؟اومدم با این نظراتت شوکه شدم...عزیزم تند تند منو محکوم کردیا...من دخترم ...کنکوریم...واسه همین کم میام...جانم؟جواب کدوم نظرتو ندادم عزیزم؟شما اگه بیای اینجا منم میام ۱۰۰٪ یه زمانی من حال و حوصله اینجا اومدنو داشتم زیاد میو مدم آپ می کردم...اون موقع دلیل هم داشت ولی دیگه کسی نمیاد اینجا دلیل ندارم بیام...:((





: علی

چرا غمها نمیدانند که من سلطان غمهاییم
بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم





: تفلد

سلام سلام...امروز تولدمه...هیچکس منو دوست نداره اینجا؟چرا هیچکس بهم تبریک نگفته پس؟(اوهوم)





: انتظار؟

 اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت , دلگیر مباش که تو گنهکاری نه او، او دلش برای پذیرش مهربانی تنگ است, گناه از او نیست , تو هم با تمام مهربانیت زیبا ترین معصوم دنیایی , پس خود را گنهکار نبین من عیسی نامی می شناسم ده بیمار در یک روز شفا داد و تنها یکی سپاسش گفت من خدایی می شناسم ابر رحمتش به عمر زمین و زمان بارید , یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر می گویند , پس چرا می پنداری بهتر از آنچه عیسی و خدای عیسی را سپاس گفتند از تو برای مهربانیت قدردانی می کنند ؟ 

 

البته ما که خیلی وقته از هیچ بنی بشری انتظاری نداریم...این طوری  هر کسی بد بکنه ناراحت نمی شم.هر کسی هم کار خوبی برام انجام بده نمیگم وظیفش بوده...لطف کرده بهم!





: آف

 اگرتواین دنیا کسی هست که با دیدنش رنگ رخسارت عوض میشه و قلبت ابروتو به تاراج می بره. مهم این نیست که اون مال تو باشه، مهم اینه که باشه. نفس بکشه، زندگی کنه و از زندگیش لذت ببره

چه روزگاریه !!! بچه که بودیم دخترا عاشق عروسک بودن وپسرها عاشق مردان قوی.... بزرگ که شدیم ... دخترا عاشق مردای قوی شدن .. پسرا عاشق عروسکا





: یکم حرف

 عشق بها دارد ... من و تو بودیم و یک دریا عشق ... حالا من هستم و یک دنیا اشک ... اری عشق بها دارد ! 

 

 

خیلی ها نفرین میکنن ... تلافی میکنن... اما نه ... نفرین من ... الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره ... تلافی من .... میرم تا به اون برسی ... سره راهت نباشم ... راستی ... قد من دوست داره ...؟ 

 

 زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.....تو نیز به من آموختی چگونه دوست بدارم اما به من نیاموختی که چگونه تو رو فراموش کنم 

 

 

: میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم. می دانی چرا؟ چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار است ولی در عین حال دلپذیر هم هست ، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید . پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری





: لعنتی

داره بارون میاد...منم باز به هم ریختم...به زمین و زمان لعنت...به من...به همه چیز...به تو که این همه بی رحمی...کارایی که کردم و نفهمیدی...بدی هایی که کردی و باز نفهمیدی...حالا دیگه گذشته...یه وقتایی دلم برات تنگ میشه...آره هنوز دلم تنگ میشه...ولی نمیخوام بهت زنگ بزنم...نمی خوام ازت خبر بگیرم...بستمه هرچی خوردم کردی...هرچی بهم بد کردی...هرچی خودتو از سرمم زیادی فرض کردی...می خوام باشی ببینی...ولی نیستی...نیستی ببینی هنوزم منه احمق بخاطرت بهم می ریزم...بخاطرت بیدار می مونم...دیگه بجای نفرین دعات میکنم...هنوزم دستام به دعاست...عشق من که کشکی نبود...من که دروغگو نبودم...تو بودی...من که نبودم...چجوری ازت بگذرم...تو ساده گذشتی...((ما از نظر ظاهر به هم نمیاییم))آره یادمه...یادمه دروغاتو...دوستت دارماتو...ای روزگار...تو که نخواستی...من چرا خودمو کوچیک کنم؟





: چه میدونم

خستَم از لبخند اجباری خسته ام از حرفای تکراری خسته از خواب فراموشی، زندگی با وهم بیداری این همه عشقای کوتاه و این تحمل های طولانی سرگذشت بی سرانجام گمشدن تو فصل طوفانی حقیقت پیش رومون بود ولی باور نمیکردیم همینه روز روشن هم پی خورشید می گردیم نشستیم روبروی هم تو چشمامون نگاهی نیست نه با دیدن نه با گفتن به قلب لحظه راهی نیست من و تو گم شدیم انگار تو این دنیای وارونه که دریاشم پر از حسرت همیشه فکر بارونه سراغ عشقو می گیریم تو اشک گریه ی آخر تو دریای تر خرده میونِ موج خاکستر





: نیدونم

بگو تو هم یادته...تو بودی و من و شروع یه رابطه...گفتی توی قلبت جام ثابته...گفتی عشقم مرحم دل بی تابته...بگو تو هم یادته...گفتم همونیم که تا ابد یارته...توی این رابطه...همیشه همراهته...بگو تو هم یادته...بگو یادت نرفته...بگو توی قلبت کسی جامو نگرفته...دلم شده پر از حرف های نگفته...به تو فکر میکنم هفت روز هفته...نمی دونی خیلی وقته...می خوام بهت بگم بی تو بودن خیلی سخته...خیلی وقته میخوام ببینمت خیلی وقته...از رفتن تو گذشته خیلی وقته...دیگه چیزی نمی خوام ازت...دیگه حرفی ندارم فقط یادت بمونه...یادت بمونه...دیگه چیزی نمی خوام ازت...دیگه حرفی ندارم فقط یادت بمونه...یادت بمونه...با تو باشم فقط...دوستت دارم تا ابد...





:

با هر صدایی که میاد...فکر میکنم تو اومدی...تو بودی که به عشقمون خنجر دلتنگی زدی...

با هر نفس تازه میشه...اون همه خاطراتمون...حتی تو خواب هم عادته...این که بگم پیشم بمون...اما تو بی وفایی و درد منو نمی دونی...هر چی بگم پیشم بمون...تو پیش من نمی مونی...وای از اون روزی که من از عشقمون دل بکنم...تورو فراموش کنم و دلو به دریا بزنم...

وای از اون روزی که من رو اسم تو خط بکشم...وای از اون روزی که من بگم پشیمون نمیشم...

وای از اون روزی که تو خنده کنی به حرف من...وای از اون روزی که خنده های تو گریه بشن...وای از اون روزی که تو دوباره عاشقم بشی...هی برام گریه کنی...داد بزنی...درد بکشی...فکر نکن که من میام به قصه هات گوش میکنم...هر چی بدی کرده بودی ساده فراموش میکنم...فکر نکن با این ترانه رو دلم پا میذارم...چجوری بهت بگم چقدر تورو دوستت دارم...تو هم نذار روزی بیاد که بی تو تنها بمونم...وای از اون روزی که من بهت بگم پشیمونم...

وای از اون روزی که من رو اسم تو خط بکشم...وای از اون روزی که من بگم پشیمون نمیشم...

وای از اون روزی که تو خنده کنی به حرف من...وای از اون روزی که خنده های تو گریه بشن...وای از اون روزی که تو دوباره عاشقم بشی...هی برام گریه کنی...داد بزنی...درد بکشی...فکر نکن که من میام به قصه هات گوش میکنم...هر چی بدی کرده بودی ساده فراموش میکنم...

 

 

 

هر چی عشقه توی دنیا...من میخواستم مال ما شه...اما تو هیچوقت نذاشتی بینمون غصه نباشه...گله میکنم من از تو...از تو کع این همه بی رحمی...هزار بار مردم از عشقت...توکه هیچوقت نمی فهمی...شدم چوپان ساده لوح کنار گله ی احساس...چه رسمی داره این گله ...سر چنگال گرگ دعواست...تو اینقدر خواستنی هستی که این گله نمی فهمه...اگه لبخند به لب داری...دلت از سنگ و بی رنگه





:

سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممم 

امروز اومدم ثبت نام دانشگاه.......................... 

دیگه داره نزدیک میشه وووووووووووووووووووووووووو 

مام که هیچی نخوندیم 

ترازام داغونه...رتبه هام چلاغه...اصلا وضعیه 

دیگه گمونم بجای پزشکی باید به گیاه پزشکی و پرورش کوسه در کویر و آبیاری گیاهان دریایی فکر کنم





: کنکور

سلام...خیلی وقته نیومدم اینجا...بی معرفتا...هیچکس تحویل نگیره ها!کنکوریم خب...حالا می فهمم  یعنی چی کنکور سخته...دیگه بریدم...الان یه یه هفته ای میشه درس نخوندم...خیلی خسته ام....!





:

http://night-skin.com/topblog/list/2اگه قابل می دونید...برید به این ادرس بهم رای بدید 





:

هر کی دلتو شکوند صداشو در نیار، یه روز دلش میشکنه و صداش در میاد





:

فردی از پروردگار درخواست کرد

تا بهشت و جهنم را به او نشان دهد

خداوند پذیرفت.

او را وارد اطاقی نمود

که جمعی از مردم در اطراف دیگ بزرگ غذا نشسته بودند.

همه گرسنه ، ناامید و در عذاب بودند.

هر کدام قاشقی داشت که به دیگ می رسید

ولی دسته قاشقها بلندتر از بازوی آنها بود

به طوری که نمی توانستند

قاشق را به دهانشان برسانند.

عذاب آنها وحشتناک بود!

آنگاه خداوند فرمود:

اکنون بهشت را به تو نشان می دهم.

او به اطاق دیگری که درست مانند اولی بود وارد شد

دیگ غذا...

جمعی از مردم...

همان قاشقهای دسته بلند...

ولی در آنجا همه شاد و سیر بودند

آن مرد گفت: نمی فهمم!!!

چرا مردم در اینجا شادند؟

در حالی که در اطاق دیگر بدبختند؟

با آنکه همه شرایط یکسان است؟

خداوند تبسمی کرد و گفت:

خیلی ساده است

در اینجا یاد گرفته اند که

یکدیگر را تغذیه کنند

هر کسی با قاشقش غذا در دهان دیگری می گذارد

چون ایمان دارد که

کسی هست که در دهانش غذائی بگذارد





:

http://www.night-skin.com/topblog/ 

دوستان اگه قابل می دونید به لینک بالا برید و به وبلاگ من رای بدید . یعنی این لینکو براشون سند کنید:http://doot.blogsky.com





:
: همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند...به جز مداد سفید...هیچ کسی به او کار نمی داد...همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمیخوری}...یک شب که مداد رنگی ها...توی سیاهی کاغذ گم شده بودند...مداد سفید تا صبح کار کرد...ماه کشید...مهتاب کشید...و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توی جعبه ی مداد رنگی...جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد



: پست چند مناسبتی:

سلام...خوبید؟نمی دونم اصلا دیگه کسی میاد اینجا یا همه منو یادشون رفته؟!از دوستای گلم که دیگه خبری نیست... داداشی محسنم .سارا.میثم.مریم.پارسا.سلمان عزیز نمی دونم اصلا میان اینجا یا نه ولی مدرسه ها داره باز میشه منم که امسال مثلا کنکور دارم ... بحث خر خونی نیستا...فقط صبح تا شب مدرسه ام اینه که دیگه باید نتو کم کنم...در نتیجه اینجا دیر به دیر آپ خواهد شد...!(هر چند کسی که دلش تنگ نمی شه واسم...)ولی من خودم اعتماد به نفس دارم...خب راستی این شبای قدریادتون مره ما رو هم دعا کنیدا!قربون همه تون





: مسابقه

سلام....بچه ها وبلاگمو تو نایت اسکین ثبت نام کردم...که تو مسابقه ی وبلاگ برتر ماه شرکت کنم....اگه به نظرتون وبلاگ خوبی دارم برید بهم رای بدید...مرسی. 

http://night-skin.com/topblog





: رمضون...کنکور

سلام...سلام....نماز روزه هاتون قبول...حواسم پرت شد اصلا یادم رفت پست ماه رمضون آماده کنم...آخه تابستونه من تازه شروع شده سرم گرمه...خب خوشین؟خوبین؟سلامتین؟واسه ما هم دعا می کنید؟خدا خیرتون بده...با این وضع پیش اومده دیوونه نشیم خوبه...دیگه رتبه ی اول هم نمی تونه مطمئن باشه قبول می شه...سازمان سنجش از هر اسمی که خوشش میاد می ذاره اول صف...به نظرتون از من خوششون میاد؟





: جواب!

دوستانی که نظر دادن جواب نظر ها داده شد...!





: شجاعت

در دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که ''شجاعت یعنی چه؟'' محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود : ''شجاعت یعنی این'' و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود ! اما برگه ی آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفید او نمره 20 دادند... . 

 

 





: فکر کن...من قبول شدم...!

سلام،فکر کن...1 کلمه که درس نخوندم...1دونه تست ریاضی و فیزیک نزدم(آخه حالشو نداشتم حلشون کنم)بعد میزنه سمنان قبول می شی... .خیلی با حاله ...از صبح کلی خندیدم...هر چند به درد من نمی خوره...من پزشکی تهران می خوام اونم سراسری(اعتماد به نفس)ولی خب با مزست دیگه....اینم دانشگاه ازاد... .





: دوست داشتن دروغکی:

 شکسپیر میگه: خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ... خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشدi





: اینم یه احساس کوتاهه دیگه:

عشق چنین احساسی به شما می دهد...

                 نمی توانید سکوت کنید و نمی دانید چه بگویید... .

عشق حرکت به سوی بی نیاز شدن است

 تا آنجا که اگر از آن در گذری ،

به زندگی هم محتاج نخواهی بود...

پس آگاه باش و به نیستی چنان درآی

که گویی تو را هیچ رغبتی به  هستی نیست...

عشق،مفهومی از نیاز و جهان در معاشقه با فهم خویشتن است ...

بر هر که بنگری او را به قدر دانش خویش ،به عشق ورزیدن مشتاق خواهی یافت

تفاوت تنها در اندازه ی فهم ماست !

عشق مسئله ی ساده ایست که یک مجهول بیشتر ندارد...

دلیل این همه پیچیدگی که می بینی تعدد در معلوم های ماست.

اگر تو را تاب آن نباشد که دیگری را بیازاری

هوش باش که دیگر تو را نیازی به جست و جوی عشق نیست...

این تویی که باید جست و جو شوی!

در مقام محبت ،همواره،انتظار به جبران آنچه می کنیم در اندیشه ء ماست...!

اما در مفهوم عشق کسی به این داد و ستد نمی اندیشد...

آنان که از این طایفه اند بی حساب می بخشند...!

عشق ،کارساز نخواهد شد اگر عقل را خرابکار کرده ایم ...

تیر های آرزو هرگز کارگر نمی شوند اگر کمان همت را از جنس خوب نساخته ایم...!

عشق همان تیغی ست که مدام آن را بر رگ اندیشه می زنیم و عقل مدام از خود می پرسد چرا؟

با عشق بیامیز و با عقل بساز زیرا آفریدن هنریست که بی و جود این دو میسر نمی شود.





: اینم از کتاب احساس کوتاه

فقیر کسیست که قلبی برای آرزو کردن ندارد.

هر بار که شما قلبی را می شکنید،

                     آرزویی در آن می مییرد.            

                                                      

پرسیدم که هستم؟

برای جواب آرزو هایم رااز من گرفتند،دیگر چیزی باقی نمانده بود که بگوید :من!

ما آنقدر خود را حقیقی پنداشته ایم که گمان می کنیم آرزو هایمان خیالی بیش نیستند...و این در حالیست که آرزو های ما دور تر از ما به  ما می خندند.

خشم تنها برازنده ی خداست...زیرا تنها در مقام اوست که مفهوم مهر و غضب یکی می شود.آگاه باش تو حتی مجاز به نفرین شیطان نیستی مگر زمانی که بگویی نفرین خداوند بر او...

شرم از این همه برد و باخت کن که قمار عشق را تکرار شایسته نیست...

                                               یا خود را بباز...

                                                                   یا یکی راببر.

اگر عشق ورزیدن نمی دانید...دلربایی نکنید.کسی که حرمت مهمان نمی داند مهمانی نمی دهد.

دست ها به این دلیل سمبل دعا هستند که ما به دست خدا ،روی دست های دعا دست به دست می شویم ...!

خداوندا!برد و باخت بهانه ای بیش نیست...

هدف از این قمار ،با تو بودن است !

چه تو بر ما به منت قدم رنجه کنی،چه ما را به زنجیر نزد تو ببرند!

مردان پاک نه هرگز به ستم می ستانند، نه هیچگاه بی دلیل می بخشند...

برای آن که در محور عشق گام می نهند؛نه آغاز به خاطر است ،نه مبدئی به قیاس ، و نه انجامی به چشم...آنچه می داند این است که باید رفت... !

در دلی که طاقت تپیدن ندارد ، عشق،پایکوبی نمی کند!

آن که برای عشق ورزیدن بزرگ نشده برای دل کندن ،کوچک است.

عاشق در نظر عاقل بزرگترین عیب را دارد...زیرا معتقد است که زشت،زشت نیست!

تصمیم بر آن بود که عاشقان را دل فزون کنند تا هر چه بیشتر فدا کنند عزیز تر شوند...

اما عشق مخالفت کرد...

گفت یک دل بدهید تا هر ناکسی ادعای عاشقی نکند...!

قلب عاشق،بازار آشفته ای است که هر کسی می تواند با خیالی آسوده از آن محبت بدزدد.

در عشق دو همسفر دارید:یکی اشک که جلوتر می رود و دیگری آه که به دنبال می آید.

ریاضی عشق می گوید دلی که بخشپذیر نیست ،عشق پذیر نیست.

آن که عشق می ورزد آیینه ای پیش رو دارد!اما خود پرست کسیست که خود را در آن می بیند.

آن که به چرا توبیخ می کند عشق را بهانه کرده...

                                   برای عشق ورزیدن دلیل نخواهید.

عشق تولید انبوه محبت است...بی آنکه از بهایش بکاهد...

                   محبت را تعمیم دهید ، عشق ،در بینهایت اثبات می شود.





:





عشق : تو در یادی مگر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 goftam: to shirine mani.........gofty: to farhadi magar?..........goftam: kharabat mishavam..........gofti: to abadi magar?...........goftam:nadadi del be man..........gofty: to jan dadi magar?............goftam: ze kuyat miravam......gofty: to azadi magar?.........goftam: faramusham makon.........gofti: to dar yadi magar?..





: خدامون که بزرگه...بقیش فدای سرت.
 شخصی را به جهنم می بردند ، در راه بر می گشت و به عقب خیره می شد . ناگهان خداوند فرمود : او را به بهشت ببرید . فرشتگان پرسیدند چرا ؟ خداوند فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او امید به بخشش داشت .



آخرین مطالب

ویرایش قالب : PO0y@N